الشيخ أبو الفتوح الرازي
256
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كرديم او را و برهانيديم او را از غم و همچنين برهانيم مؤمنان را . و زكريّا چون ندا كرد خداى خويش را ( 1 ) ، خداى من ! رها مكن مرا تنها و تو بهترين وارثانى . اجابت كرديم او را و بداديم او را يحيى و نيك كرديم او را اهلش را ( 2 ) كه ايشان به شتاب دويدى ( 3 ) در خيرها ، و بخواندندى ( 4 ) ما را به رغبت و ترس ، و بودند ما را تضرّع كننده . و آن ( 5 ) كه نگاه داشت اندام خود را ، در دميديم ما در او از روح ما و كرديم او را و پسر او را علامتى براى جهانيان . اين امّت شما يك امّتاند ، و من خداى شماام مرا پرستى . ببريدند كارشان ميان ايشان ، همه با ما آيند . [ 41 - پ ] ( 6 ) و هر كه كند ( 7 ) از نيكها و او مؤمن بود كفرانى نباشد سعى او را ، و ما براى او بنويسيم . و حرام است بر شهرى كه ما هلاك كرديم آن را كه ايشان باز نيايند . تا بگشايند يأجوج و مأجوج را ، و ايشان از هر بلندى فرو ( 8 ) مىآيند .
--> ( 1 ) . آب كه اى . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب : جفت او . ( 3 ) . آط : ايشان بود مىشتافتند ، آب ، آج ، لب : ايشان بودند كه مىشتافتند . ( 4 ) . آب : مىخواندندى . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب زن . ( 6 ) . اساس : و من ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، با توجّه به متن قرآن مجيد ، تصحيح شد . ( 7 ) . آط ، آج ، لب : عملى ، آب : كارى . ( 8 ) . آب ، آج ، لب : فرود .